اولین روز تولد در بیمارستان
1393/02/12 امروز جمعه است و چند ساعتی بیشتر از تولد گل پسرم بیشتر نمی گذره. بعد از اولین شیر خوردن آقا ماهان ( فیلمشو واست گرفتیم )حدودای ساعت 4 صبح بود که خاله ها رفتن خونه و مامان جون پری پیشمون موند آخه هنوز از آمدن مامان جون سعیده خبری نبود. ساعت 4:30 بود که خاله حدیث آجی طناز رو خوابوند و آمد، به اصرار مامان جون پری رو فرستاد خونه که استراحت کنه و تا ساعت 10:30 که مامان جون سعیده ( از شهرستان ) شرف یاب شدن از من و آقا ماهان گلم مراقبت کرد. با دیدن مامان جون بغضم ترکید و با وجود درد زیادی که داشتم های های گریه رو گذاشتم. ( الهی هیچ زنی بدون حضور مادرش زایمان نکنه و خدا سایه همه مامان بزرگ ها رو برای مامان ها نگه داره...



